الشيخ محمد الصادقي الطهراني
322
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
يكديگر و موجب ترك حدود الهى باشند ، كه هر يك از اينها كافى است ازدواج را نامشروع سازد ، زيرا اين خلاف عدل و حكمت ربانى است كه خدا ازدواج يا طلاقى را مشروع كند كه موجب زندگى نامشروع و يا جدايى ، مشروع گردد . در [ قرآن كريم ] سورهاى بهنام « سورةالنكاح » نيامده با آنكه مهمترين ابعاد زندگى ساز را داراست ، ولى مىبينيم سورهاى بهنام « سورةالطلاق » دارد ، و شايد بههمين منظور باشد كه مسئوليت طلاق را بيش از ازدواج دانسته كه آنجا ساختن و اينجا ويران كردن است ، و بسى دقت و بررسى لازم است كه حتىالامكان آنچه را ساخته و پرداختهايم بهاين زودىها و آسانىها ويران نسازيم ، كه ساختن بسى سخت و ويران كردن بسى آسان است ، و مبادا بهسادگى بهاين كار آسان بىسامان دست بزنيم . و روى همينجهت است كه در آيات طلاق تأكيدات بسيارى است بر اين كه تا سرحد امكان سازمان زناشويى ويران نگردد ، و تا ممكن است هر دوى زن و شوهر خود را با يكديگر برمبناى حدود و مقررات شرعيه همآهنگ سازند ، كه در آغاز نكاح تنها دو نفر آميختهاند با يكديگر و اكنون كه تشكيل خانواده شده و فرزندانى هم احياناً در ميان است ، بهوسيلهى طلاق كانون زندگى فرزندان و نيز دو خانوادهى زن و شوهر ويران مىگردد ، و جلوگيرى از ويرانى خيلى بهتر و مهمتر از ايجاد محبت و هماهنگى است ، كه احياناً مردمى يكديگر را نمىشناسند تا محبتى و يا عداوتى با هم داشته باشند ، ولى هنگامى كه برمبناى پيوند يك پسر و دختر شناختى و محبتى پيش آمد ، اگر اين پيوند دچار گسيختگى و دشمنى شود ، بسى ناهنجار است ، و طلاق چه از طرف مرد و چه از طرف زن در صورتى جايز و گذرا است كه ادامهى زندگى ادامهى عسر يا حرجى باشد كه بههيچ وسيلهاى - حتى با حضور حكمين - برطرفشدنى نباشد ، كه در اينصورت طلاق از هريك از دو همسر حلال و گذرا است ، و تنها يكجانبه بودن عسر يا حرج گذرا نيست زيرا اين مقتضاى لزوم طرقين عقد است كه يا بايد با رضايت طرفين باشد و يا عذرى يكطرفى مانند عسر و حرجى اصلاحناشدنى در كار باشد ، و اين فرد - افزون بر لزوم طرفين عقد بر مبناى آياتى چند ثابت است ، مانند « وعاشروهن